ذکر اسرارآمیز صلوات(قسمت اوّل)

ذکر اسرارآمیز صلوات (قسمت اوّل)

صلوات و حیوانات(1)

اسب

از امام عسکری(ع) روایت شده است که اسبی در مقابل حضرت امام رضا حاضر بود و جماعتیاز مردم ایستاده بودند و نمی گذاشتند آن حضرت بر اسب سوار شوند آن اسب بسیار شرور بود پسر بچّه ای هفت ساله جلو آمد و عرض کرد اجازه بفرمایید من بر این اسب سوار شوم.

امام فرمود: چگونه می توانی سوار شوی در حالیکه این اسب شرور است؟ عرض کرد: من صد صلوات می فرستم و ولایت شما را بر خود تازه می کنم و سوار می شوم.

سپس حضرت اجازه فرمود. پس آن پسر بچّه به قدری اسب را دوانید که به شدّت عرق کرد.

 

  دراج

حضرت سلمان فرمود: روزی حضرت علی(ع) در بیابانی بی آب و علف عبور می کرد در بین راه درّاجی را دیدند و فرمودند: چه مدّت است که تو در این بیابان هستی؟

درّاج عرض کرد: یکصد سال.

امام(ع)فرمودند: پس طعام و غذای تو چیست؟

درّاج عرض کرد: هر وقت گرسنه شوم بر شما صلوات می فرستم و سیر شوم و چون تشنه باشم بر دشمنان شما لعنت می فرستم و سیراب گردم.

/ 2 نظر / 5 بازدید
باسىار انسانيت

ايا شما بر اين روايتها اينجنين ايمان داريد بس بر باور من كمراه شده ايد بخود اييد تا بخدايي رسيد

محمدعلی

سلام ممنون ازمطالب خوبتون.ازتون میخوام که از امام رضا(ع) مطالب بیشتری تووبلاگتون بذارید