غدیر

و اینک کاروان بزرگ حج، به قافله سالاری برترین مخلوق آفرینش، به سوی مهبط وحی، حرکت می کند. به فرمان پیامبر، مردم لباس احرام برداشته اند.

اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله، صدیقه کبری و حسنین علیهم السلام همراه این کاروان هستند. قافله عظیم حج، از مدینه خارج می شود و جمعیتی بالغ بر 70 هزار نفر پیاده و سواره، در 7 کیلومتری مدینه و 486 کیلومتری مکه، در محلی به نام " ذوالحلیفه " یا " آباد علی"، مکانی که امروز مسجد " شجره " نامیده می شود، متوقف شده، به دستور پیامبر احرام بسته و به سوی حرم امن الهی راهی می شوند تا آداب حج را بیاموزند.

کاروان، صبح روز سه شنبه به "عرج" رسید . این قافله هنوز حضرت علی علیه السلام را همراه ندارد . ایشان به امر پیامبر، برای تعلیم احکام الهی اسلام به گروهی از مسلمانان و حل اختلافی که بین اهل یمن پیش آمده، سوی آن دیار راهی شده اند و اینک با رسیدن نامه پیامبر و دستور جدید، به همراهی دوازده هزار نفر از اهل یمن به سوی مکه عازم هستند . شانزده ماه پیش نیز که پیامبر به قصد غزوه تبوک، مدینه را ترک کردند، حضرت امیر همراه ایشان نبودند. و منافقین فتنه کرده، چنین گفتند که چون هوا گرم بوده حضرت علی در جنگ شرکت ننموده است. این سخن برای قهرمان اسلام گران آمد و به پیشگاه پیامبر خدا شتافت و لب به شکوه گشود . آنجا بود که پیامبر فرمودند :   علی جان، تو برای من چون هارون برایموسی هستی.

کاروان 70هزار نفری پیامبر(ص) در پنجمین روز از سفر خود به محلی به نام (سقیفا) رسید. پیامبر(ص) توانسته بود تا تمام اهل مدینه را به جز کسانی که به دلایلی همچو بیماری و ... گرد آورد ...

پیامبر(ص) روزهای آغازین ربیع الاول را به یاد آورد روزهایی که سراسر جزیره عرب را دشمنان دراختیار داشتند و پیروان پیامبر(ص) انگشت شمار بودند اما اینک 70000 هزار آنان با پیامبر(ص) بودند و هنوز زنده است خاطره ی لیلت المبیت خاطره ای که برتری فرزند ابوطالب بر ابوبکر و دیگر خلفاء دو چندان میکند.

بالاخره کاروان عظیم پیامبر(ص) پس ازچندین روز حرکت به خانه ی کعبه رسید و پیامبر (ص)

پس از آخرین حج خود که حج الوداع نام داشت با کاروانیان که تعدادشان بیشتر شده بود دوباره راه مدینه را در پیش گرفت که در راه مدینه و در محلی به نام غدیرخم جبرئیل از سوی خداوند فرمان توقف داد و ندا رسید:

یا ایُها الرُّسوُل بَـلـِّغ ما اُنزِلَ الیکَ مِن رَبِّک وَ اِن لـَم تـَفعَل فـَما بَلـَّغت رِسالـَتـَهُ

ای پیامبر، ابلاغ کن آنچه را که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، که اگر انجام ندهی، رسالت او را نرسانده ای . 

چه اتفاقی افتاده یا قرار است چه اتفاقی رخ دهد خدای من در عرش چه خبر است در ملکوت چه میگذرد؟ 23سال از بعثت آخرین پیامبر خدا میگذرد زحمات بسیار زیادی کشیده شده . مصائبی که از اولین روزهای معرفی اسلام به جامعه ی مکه و 3سال شعب ابی طالب و مهاجرت معجزه آسای عده ی زیادی از مسلمانان و هجرت تاریخی پیامبر اکرم (ص) به یثرب و از توطئه ی قبایل یهود گرفته تا غزوات بدر و احد و...» کتاب بزرگ قرآن به عنوان معجزه ی نبی اکرم(ص) با مدرن ترین قوانین برای هدایت بشر در این 23سال نازل گردید پس دیگر چه مسئله ای باعث شده تا خداوند به رسولش امر کند ابلاغ کن آن چه را که بر تو فروفرستادیمر، مگر چه مسئله ای  بر پیامبر نازل شده بود که تا آن روز به امت ابلاغ نگردیده بود و عدم ابلاغ آن به معنی ناتمام ماندن رسالت آخرین پیام رسان الهی بود.

جمعیت حجاج به امر پیامبر (ص) در اطراف آبگیر غدیر غدیرخم متوقف شد، گرمای سوزان حجاج را آزار می داد، حاجیان ردهای خود را دو نیمه کرده ، نیمی را روی سر و نیم دیگر آن را به عنوان زیرانداز استفاده نمودند.

در آن لحظات حساس و آن ساعات خورشید به وسط آسمان رسیده بود و طنین اذان ظهر بیابان را فرا گرفت و ندای تکبیر مؤذن بلند شد مردم از هر سو خود را برای اقامه ی نماز ظهر آماده کردند و رسول خدا(ص) پر شکوه ترین نماز غدیر را به جا آورد. پس از نماز به میان مردم آمدند و بر منبر بلندی که از جهاز اشتران ساخته شده بود قرار گرفتند.

پیامبر(ص) بعد از ستایش آفریدگار خود و طلب یاری و اظهار ایمان و توکل به آن بی همتا و شهادت به یکتایی پروردگار و رسالت خویش به عنوان بنده ای از بندگان خدا فرمودند:   هان اى مردم , نزدیک است کهمن دعوت حق را لبیک گویم و از میان شما بروم . و من مسئولم و شما نیز مسئول هستید. دربارهء من چه فکر مى کنید؟

یاران پیامبر گفتند: گواهىمى دهیم که تو آیین خدا را تبلیغ کردى و نسبت به ما خیر خواهى و نصیحت کردى و دراینراه بسیار کوشیدى خداوند به تو پاداش نیک بدهد.

پیامبر اکرم (ص ), وقتىمجدداً آرامش بر جمعیت حکمفرما شد, فرمود:

آیا شما گواهى نمى دهید کهجز خدا, خدایى نیست و محمد بندهء خدا و پیامبر اوست ؟ بهشت و دوزخ و مرگ حق است وروز رستاخیر بدون شک فرا خواهد رسید و خداوند کسانى را که در خاک پنهان شده اندزنده خواهد کرد؟

یاران پیامبر گفتند: آرى , آرى , گواهى مى دهیم .

پیامبر (ص ) ادامهداد:

من در میان شما دو چیزگرانبها به یادگار مى گذارم ; چگونه با آنها معامله خواهید کرد؟ ناشناسى پرسید: مقصود ازاین دو چیز گرانبها چیست ؟

پیامبر (ص ) فرمود:

ثقل اکبر کتاب خداست که یکطرف آن در دست خدا و طرف دیگرش در دست شماست . به کتاب او چنگ بزنیدتا گمراه نشوید. و ثقل اصغر عترت و اهل بیت من است . خدایم به من خبر داده که دو یادگار من تا روزرستاخیر از هم جدا نمى شوند.

هان اى مردم , بر کتاب خداو عترت من پیشى نگیرید و از آن دو عقب نمانید تا نابود نشوید.

در این موقع پیامبر (ص ) دست حضرت على (ع ) را گرفت و بالا برد, تا جایى که سفیدى زیر بغل او بر همهء مردمنمایان شد و همه حضرت على (ع ) را در کنار پیامبر دیدند و او را به خوبى شناختند ودریافتند که مقصود از این اجتماع مسئله اى است که مربوط به حضرت على (ع ) است وهمگى با ولع خاصى آماده شدند که به سخنان پیامبر (ص ) گوش فرا دهند.

پیامبر فرمود:

هان اى مردم , سزاوارترینفرد بر مؤمنان از خود آنان کیست ؟

یاران پیامبر پاسخ دادند: خداوند و پیامبر او بهتر مى دانند.

پیامبر (ص ) ادامهداد:

خداوند مولاى من و من مولاىمؤمنان هستم و بر آنها اوز خودشان اولى و سزاوارترم . هان اى مردم , "هر کس که منمولا و رهبر او هستم , على هم مولا و رهبر اوست ".

رسول اکرم (ص ) این جملهآخر را سه بار تکرار کرد و سپس ادامه داد:

- بنا به نقل احمد بن حنبلدر مسند او, پیامبر (ص) این جمله را چهار بار تکرار کرد.

پروردگارا, دوست بدار کسىرا که على را دوست بدارد و دشمن بدار کسى را که على را دشمن بدارد. خدایا, یارانعلى را یارى کن و دشمنان او را خوار و ذیل گردان . پروردگارا, على را محور حق قرارده .

سپس افزود:

لازم است حاضران به غایبانخبر دهند و دیگران را از این امر مطلع کنند.

هنوز اجتماع با شکوه به حالخود باقى بود که فرشتهء وحى فرود آمد و به پیامبر گرامى (ص ) بشارت داد که خداوندامروز دین خود را تکمیل کرد و نعمت خویش را بر مؤمنان بتمامه ارزانى داشت .

الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دین" (سورهء مائده , آیهء 3.

در این لحظه , صداى تکبیرپیامبر (ص ) بلند شد و فرمود:

خدا را سپاسگزارم که دینخود را کامل کرد و نعمت خود را به پایان رسانید و از رسالت من و ولایت على پس ازمنخشنود شد.

پیامبر به حضرت على فرمود: برخیز که من تو را به پیشوایى مردم و راهنمایى آنان پس از خود برگزیدم . هر کس کهمن مولاى او هستم , على نیز مولاى او است . مردم ! بر شما لازم است از پیروانراستین و دوستداران واقعى على باشد.

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
علی محسنی

عیدتان مبارک بسیار عالی