اسرارنامه

اهمیت حفظ قرآن کریم

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
« تعداد درجات بهشت مطابق تعداد آیات قرآن است. پس هنگامی که حامل قرآن وارد بهشت می گردد، به او خطاب می شود که بخوان و بالا برو. چرا که برای هر آیه درجه ایست. پس بالاتر از درجه حافظ قرآن، درجه ای نیست. »
و نیز از آن پیامبر رحمت، نقل است که فرمودند:
« کسی که قرآن را از حفظ بخواند ولی گمان برد که خداوند او را نمی آمرزد، او از کسانیست که آیات الهی را به استهزاء گرفته است. »
ششمین نیر فروزان برج امامت و عصمت، امام صادق علیه السلام فرمود:
« قرآن را بخوانید و آنرا به قلب خود بسپارید، و همیشه به آن متکی باشید، زیرا خداوند قلبی را که قرآن را در خود جای داده است، عذاب نخواهد کرد. »
حدیث دیگری از امام صادق (ع) نقل می کنیم که اشاره به مرتبه ی عظیم حافظ قرآن دارد:
« کسی که قرآن را از حفظ کرده و به آن عمل می کند، همراه سفیران خاص الهی خواهد بود.

   + محمدحسین کلاته سیفری ; ٧:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٩
    پيام هاي ديگران ()

تبریک

«من کنت مولا فهذا علی مولا»

«هر کس من مولای او هستم پس علی نیز مولای اوست» 

(مهمترین فراز خبطه غدیر از زبان پیامبر اکرم(ص))

 

«فرخنده سالروز عید امامت و ولایت بر تمامی عاشقان، محبّان و شیعیان حضرت علی(ع) مبارک باد

 

احادیثی در ارتباط با غدیرخم

امام صادق(ع) فرمودند : روز غدیر خم در میان روزهاى عید فطر و قربان و جمعه همانند ماه در میان ستارگان است.

امام صادق(ع) فرمودند: عید غدیر، روز عید و خوشى و شادى است و روز روزه‏دارى به عنوان سپاس نعمت الهى است.

امام صادق(ع) فرمودند: روز غدیر در آسمان مشهورتر از زمین است.

امام باقر(ع) فرمودند: اسلام بر پنج پایه استوار شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت و به هیچ چیز به اندازه آنچه در روز غدیر به ولایت تاکید شده، ندا نشده است.

امام صادق(ع) فرمودند: شیطان دشمن خدا چهار بار ناله کرد: روزى که مورد لعن خدا واقع شد و روزى که به زمین هبوط کرد و روزى که پیامبر اکرم(ص) مبعوث شد و عید غدیر

 

 امام صادق(ع) فرمود: سنگهاى زیربناى اسلام سه چیز است: نماز، زکات و ولایت که هیچ یک از آنهابدون دیگرى درست نمى‏شود.

 

 

 

 

 

   + محمدحسین کلاته سیفری ; ۳:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱٥
    پيام هاي ديگران ()

ایرانی گیلانی

 ایرانی گیلانی

خاطره ای واقعی از یک رزمنده و جانباز به مناسبت هفته دفاع مقدس

هفت هشت تا مجروح بودیم در یک اتاق بزرگ. از هر ملیّتی! لر، آذری، شیرازی، کرد و بلوچ! از هر کداممان صدایی بلند می شد. اصفهانی ناله می کرد، لره با یا حسین(ع) گفتن، سعی می کرد دردش را ساکت کند، بلوچه از شدّت درد میله های دو طرف تخت را گرفته و بود و فشار می داد و شر شر عرق می ریخت و من هم خجالت و رودربایستی را گذاشته بودم کنار و یک نفس نعره می کشیدم و ننه ام را صدا می کردم!

فقط نفر آخر که یک رشتی بود؛ هم درد می کشید و هم میان آه وناله هایش کرکر می خندید. کم کم ماهایی که ناله می کردیم توجهمان به او جلب شد. حالا ما هفت نفری داشتیم او را نگاه  می کردیم و او آخ و اوخ می کرد و بعد قهقهه می زد و می خندید.

مجروح بغل دستی ام که جفت پاهایش را گچ کرفته و سر وصورتش را باند پیچی کرده بودند با لهجه اصفهانی و نگرانی گفت: مگر بخش موجی ها طبقه بالا نیست؟ مجروح آن طرفی که بلوچ بود گفت: فکر کنم هم مجروح شده هم موجی. با نگرانی گفتم: نکند یکهویی بزنه سرش و بلند شود و دخلمان را بیاورد؟!

مجروح رشتی خنده اش را خورد، چهره اش از درد درهم شد و با لهجه غلیظ گیلکی گفت: شماها نگران من هستید؟ مجروح بلوچ گفت: بیشتر نگران خودمانیم. تو حالت خوبه؟ بنده خدا دوباره به قهقهه خندید و ما بیشتر نگران شدیم. داشتیم ماست هایمان را کیسه می کردیم، من یکی که اگر پاهایم آش و لاش نشده بود، یک لحظه هم معطّل نمی کردم و جانم را برمی داشتم و می زدم به چاک. مجرو ح رشتی ناله جانسوزی کرد و گفت: نترسید من حالم خوبه؟ مجروح اصفهانی گفت: معلومه! و به سر و وضع او اشاره کرد. مجروح رشتی دوباره خندید و گفت: نترسید من همه اش یاده مجروح شدنم می افتم و به خاطر همین می خندم. با تعجّب پرسیدم: مگه تو چطوری مجروح شدی که خنده داره؟ اوّلش نمی خواست ماجرا را برایمان تعریف کند امّا من و بچّه های دیگر که توجهشان جلب شده بود، آنقدر به مجروح رشتی اصرار کردیم تا این که قبول کرد واقعه مجروح شدنش را برایمان تعریف کند.

مجروح رشتی چند بار ناله وهر و کر کرد و بعد گفت: من و دوستانم که همه با هم همشهری بودیم در محاصره دشمن افتاده بودیم دیگر داشتیم شهادتینمان را میخواندیم دشمن هم لحظه به لحظه نزدیکمان می شد.

بین ما هیچ کس سالم نبود همه لت و پار شده و نای تکان خوردن نداشتند داشتیم خودمان را برای رسیدن دشمن و خوردن تیر خلاص و رفتن به بهشت آماده می کردیم که ...

مجروح رشتی بار دیگر به شدّت خندید. از خنده بلندش ما هم به خنده افتادیم. مجروح رشتی که با هر خنده بلند، یک قسمت از پانسمان روی شکمش خونی می شد، ادامه داد: آره ... داشتیم آماده شهادت می شدیم که یکهو از طرف خط خودی فریاد یا حسین(ع) و یا زهرا(س) بلند شد. من که از دیگران سالم تر بودم! به زحمت تکانی به خودم دادم و نیم خیز شدم. دیدم که ده ها بسیجی دارند تخته گاز به طرفمان می آیند با خوشحالی به دوستانم گفتم: بچّه ها دارند می آیند. بعد همگی با خوشحالی و به خیال اینکه آن ها از لشکر خودمان هستند شروع کردیم به زبان گیلکی کمک خواستن و صدا زدن آن ها. مجروح رشتی دوباره قهقهه زد و قسمت دیگری از پانسمان سرخ شد. امّا چشمتان روز بد نبیند همینکه آن بسیجی ها به نزدیکی ما رسیدند یکی شان به زبان ترکی فریادی زد و بعد همگی به طرف ما بدبخت ها که نای تکان خوردن نداشتیم تیراندازی کردند...

حالا ما مثل مجروح رشتی می خندیدیم و دست و پا می زدیم و بعضا قسمتی از پانسمان زخم هایمان سرخ می شد. بله آن بنده خداها وقتی سر و صدای ما را می شنوند خیال می کنند ما عراقی هستیم و داریم به زبان عربی داد و هوار می کنیم! دیگر نمی دانستند که ما داریم به زبان گیلکی داد و فریاد می کنیم من که از دیگران بهتر فارسی را بلد هستم شروع کردم به فارسی حرف زدن و امان خواستن و ناله کردن یکی شان با فارسی لهجه دار فریاد زد: آهای خاک بر سر ها مگر شما ایرانی هستید؟

با هزار مکافات توی آن تاریکی و آتش و گلوله حالی شان کردم که ما هم ایرانی هستیم امّا گیلانی!

بنده خداها به ما که رسیدند کلی شرمنده شدند بعدش با مهربانی زخم هایمان را پانسمان کردند و بیسیم زدند عقب تا بیایند ما را ببرند. حالا من که در بین دوستانم بهتر فارسی حرف می زدم با کسی که بین ترک ها فارسی بلد بود، نقش مترجم را بازی می کردیم و هم قربان صدقه یک دیگر می رفتیم و هم فحش می دادیم و گله می کردیم که چرا به زبان آدمیزاد کمک نخواستیم و منظورمان را نرسانده ایم!

تا نیم ساعت درد یادمان رفت و ما هم مثل مجروح رشتی می خندیدیم و ناله می کردیم. پرستار آمد وقتی خنده و ناله مان را دید با تعجّب پشت دستش زد و با لهجه ترکی گفت: وا شماها خل وچل شده اید؟

هر هشت نفری با صدای بلند خندیدیم و پرستار جانش را برداشت و فرارکرد.

داود امیریان

برگرفته از نشریه امتداد شماره 44  

   + محمدحسین کلاته سیفری ; ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/۳
    پيام هاي ديگران ()

علائم و نشانه های ظهور

  1. موت پی در پی فقهاء
  2. مقاتله مسلمین با یهود
  3. خروج یمانی از طریق یمن
  4. قرآن را با ساز و نوا خواندن
  5. قسم خوردن بناحق فراوان شود
  6. قبور ائمه (ع) را به گلوله خراب کنند
  7. مساجد را جای غذا خوردن قرار دادن
  8. ظهور فتنه شدید در سال پیش از ظهور
  9.  کم فروش کردن و گران فروشی نمودن
  10.  مردم مانند اشخاص تازه مسلمان شوند
  11.  طلاق و جدایی بین زن و شوهر زیاد گردد
  12.  مردان صورت های خود را صاف و برّاق کنند
  13.  اعمال خیر را برای نمایش و ریا انجام دادن
  14.  آیات در آسمان  ظاهر شود و مردم نترسند
  15.  کشته شدن نفس زکّّیه پشت کوفه با هفتاد نفر
  16.  ممنوع شدن عراق از دینار و جنس از طرف عجم
  17.  کم شدن کار های خیر و کم شدن علماء حقیقی
  18.  بلند شدن صدا های خصومت و دشمنی در مساجد
  19.  مستولی شدن زن بر شوهر خویش در جمیع چیز ها
  20.  وقوع زلزله در بغداد که بسیاری از آن به زمین فرو رود
  21.  تدریس و تعلیم علوم باطله بر خلاف دستور دین و قرآن
  22.  رشوه گرفتن قضات در حکم و ندانسته حکم کردن ایشان
  23.  شیوع گفتگو های نامشروع  و رقص ها اقسام ساز و نواز ها
  24.  زیاد شدن مرض صرع و دیوانگی در اثر شدت فتنه و پریشانی
  25.  از طریق باطل و حرام کسب کنند و ربا گرفتن شغل مردم شود
  26.  مردم تابع لغزش های علماء شوند و از علمای به حق فرار کنند
  27.  برداشته شدن برکت از سال و ماه و هفته و روز ها و ساعت ها
  28.  مرده را با استهزاء بردارند و کسی دنبال جنازه او گریه و زاری نکند
  29.  دین به دنیا فروخته شود و تعارفات دروغین در بین مردم فراوان گردد
  30.  ساز و آواز و لهویات زیاد و کسی منع نکند و یا جرات نکند که منع کند
  31.  ضایع کردن نمازها و پیروی کردن از شهوتها و کم شدن امانتداری در مردم

ادامه مطلب
   + محمدحسین کلاته سیفری ; ۱:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢
    پيام هاي ديگران ()

مکان ها و مواضع صلوات

مکان ها و مواضع صلوات

 

بر گرفته از کتاب ذکر اسرارآمیز صلوات. مولف: موید عسگر پور

 

  1. در هر جایی که اسم مبارک آن سرور(ص) برده شود.
  2. در ابتدا هر کلامی که با قدر ومنزلت باشد مثل: خطبه ای که مشتمل بر حمد و ثنای الهی باشد.
  3. ابتدا وضو.
  4.  در آخر وضو.
  5. هر گاه به مسجدی مرور کردید.
  6. در تعقیب همه نمازها.
  7. پیش از شروع دعا.
  8. بعد از فراغ از دعا.
  9. در خطبه جمعه و عیدین و استسقاء.
  10. عصر روز پنجشنبه. 
  11. شب جمعه.
  12.  روز جمعه.
  13.  در هر روز.
  14.  در هر شب.
  15.  در ماه مبارک رجب خصوصا روز مبعث.
  16.  در ماه مبارک شعبان.
  17.  در ماه مبارک رمضان.
  18.  در وقت بوئیدن گلها.
  19.  بعد از عطسه کردن خود یا دیگری.
  20.  در وقت ذکر پروردگار.
  21.  در وقت دیدن سادات.
  22.  در سفر.
  23.  در راه حج.
  24.  در حین دخول مسجد الحرام.
  25.  بر کوه صفا.
  26.  در حین لمس حجرالاسود.
  27.  در سعی صفا و مروه.
  28.  روز عرفه.
  29.  وقوف در مشعر.
  30.  در ذبح قربانی.
  31.  در راه مدینه.

   + محمدحسین کلاته سیفری ; ٩:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢۱
    پيام هاي ديگران ()

ماه خدا

«در آستانه ضیافت الهی»
در آستانه ماه مبارک رمضان هستیم نکاتی رابرای ورود به این ماه ضروری می دانم
۱- ماه رجب و شعبان فرصت اهدائی خداوند به انسانها برای تزکیه نفس و خودسازی و آمادگی انسان برای ورود به ماه رمضان جهت میهمانی و ضیافت الهی است
۲- در بعضی از احادیث ماه رمضان را ابتدای سال قمری برشمرده‌اند، چنانچه حضرت امام صادق(ع) فرموده‌اند: «اگر ماه رمضان سالم و در امان باشد، تمام سال سالم خواهد بود» که به نظر می رسد سلامت معنوی و مصون ماندن از شیطان مراد است. بنابراین کسانی که اهل بیداری و توجه‌اند، قبل از ورود به این میهمانی بزرگ، در پی کسب آمادگی‌های روحی لازم هستند، تا بتوانند از این فرصت ویژه بهترین بهره‌ها را بگیرند، و خصوصاً آنکه خود را برای ورود به شب‌های قدر و برقراری ارتباط قوی و محکم با صاحب آن، یعنی حجّت حق در عالم مهیا کنند.

ادامه مطلب
   + محمدحسین کلاته سیفری ; ٦:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۳٠
    پيام هاي ديگران ()

ذکر اسرارآمیز صلوات

ذکر اسرارآمیز صلوات(قسمت اوّل)

صلوات و حیوانات(2)

زنبور

روزی رسول خدا(ص) در نخلستانی نشسته بودند و حضرت علی(ع) نیز در خدمت ایشان حضور داشتند ناگاه زنبور عسلی نزد آن حضرت نزد آن حضرت آمد و شروع به چرخش دور پیامبر اکرم(ص) نمود در این حال حضرت رسول(ص) به مولای متقیان فرمودند: یا علی این زنبور قصد دارد ما را ضیافت دهد و می گوید که مقداری عسل در فلان محل قرار داده ام، امیر المومنین(ع) بفرستید تا آن را بیاورد. لذا حضرت علی(ع) رفتند و آن سل را یافته و در مجلس حاضر نمودند.

رسول خدا(ص) از زنبور پرسیدند: غذای شما که شکوفه تلخ است به چه سبب آن شکوفه به عسل شیرین مبّدل می گردد؟ زنبور عرض کرد: یا رسول الله این شیرینی از برکت وجود شماست چون هر وقت که مقداری شکوفه بر می داریم بلافاصله الهامی می شود که سه نوبت بر شما صلوات بفریستیم و از برکت فرستادن صلوات شکوفه تلخ تبدیل به عسل شیرین می شود.

ماهی

مردی یک ماهی از بازار خرید و به خانه آورد آن مرد برای پختن ماهی آتش افروخت و از همسرش خواست که آن را بپزد آن زن ماهی را بر روی اجاق قرار داد ولی هر قدر بر آتش اجاق افزود و یا صبر کرد خبری از پخته شدن حاصل نشد و آتش اصلا به ماهی اثر نکرد و ذره ای از آن نپخت. مرد و زن هر دو متعجّب شده و در حیرت فرو رفتند، سپس آن مرد ماهی را برداشت و به خدمت پیامبر اکرم(ص) مشرف شده، وقتی که او قضیه را خدمت حضرت عرض کرد، پیامبر اکرم(ص) به ماهی خطاب فرمودند سبب اینکه آتش در تو اثر نمی گذارد چیست؟ آن ماهی به اذن خدای قادر و توانا و از معجزه حضرت رسول(ص) به تکلم آمد و گفت: یا رسول الله(ص) از برکت وجود شما و خاندان شما است که آتش مرا نمی سوزاند زیرا که من در فلان دریا شنا می کردم که روزی شتی بزرگی از آن دریا می گذشت و شخصی از مسافرین آن کشتی بر شما و عترت شما صلوات می فرستاد من نیز با شنیدن صدای او صلوات فرستادم و در آن حال ندایی از هاتف غیبی رسید که ای ماهی جسد تو بر آتش حرام شد.

 

   + محمدحسین کلاته سیفری ; ٧:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۱۱
    پيام هاي ديگران ()

ذکر اسرارآمیز صلوات(قسمت اوّل)

ذکر اسرارآمیز صلوات (قسمت اوّل)

صلوات و حیوانات(1)

اسب

از امام عسکری(ع) روایت شده است که اسبی در مقابل حضرت امام رضا حاضر بود و جماعتیاز مردم ایستاده بودند و نمی گذاشتند آن حضرت بر اسب سوار شوند آن اسب بسیار شرور بود پسر بچّه ای هفت ساله جلو آمد و عرض کرد اجازه بفرمایید من بر این اسب سوار شوم.

امام فرمود: چگونه می توانی سوار شوی در حالیکه این اسب شرور است؟ عرض کرد: من صد صلوات می فرستم و ولایت شما را بر خود تازه می کنم و سوار می شوم.

سپس حضرت اجازه فرمود. پس آن پسر بچّه به قدری اسب را دوانید که به شدّت عرق کرد.

 

  دراج

حضرت سلمان فرمود: روزی حضرت علی(ع) در بیابانی بی آب و علف عبور می کرد در بین راه درّاجی را دیدند و فرمودند: چه مدّت است که تو در این بیابان هستی؟

درّاج عرض کرد: یکصد سال.

امام(ع)فرمودند: پس طعام و غذای تو چیست؟

درّاج عرض کرد: هر وقت گرسنه شوم بر شما صلوات می فرستم و سیر شوم و چون تشنه باشم بر دشمنان شما لعنت می فرستم و سیراب گردم.

   + محمدحسین کلاته سیفری ; ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۸
    پيام هاي ديگران ()

ولادت

ولادت امام علی (ع) مبارک باد

با مردم چنان دوستانه برخورد کنید که اگر بمیرید برایتان گریه کنند و اگر از نظر غائب شوید از دوری شما بیقراری کنند.

«امام علی (ع)»

ولادت «امیر المومنین حضرت علی (ع)» و روز پدر برتمامی مسلمانان جهان خصوصا پیروان آن حضرت و همچنین برتمامی پدران در سرتاسر جهان اسلام گرامی باد.

 

امام علی(ع) در نظر دکتر ویل دورانت" Will durant"دانشمند، محقق و مورخ مشهور آمریکایی

علی(ع) در جوانی نمونه کامل تواضع ، تقوی ، نشاط ، و اخلاص در راه دین بود ... خوش محضر و نکو خصال و  پر اندیشه و درست پیمان بود.

برگرفته از کتاب امام علی (ع) در نگاه مشاهیر اسلام و مسیحیت / گودرز نجفی

 

 

   + محمدحسین کلاته سیفری ; ۳:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٥
    پيام هاي ديگران ()

ولادت

کامل ترین مومنین از حیث ایمان کسی است که صفات و اخلاقش از همه بهتر باشد.

«امام جواد(ع)»

 

ولادت نهمین اختر تابناک ولایت و امامت«حضرت محمد بن علی، امام جواد(ع)»

بر تمامی مسلمانان جهان خصوصا شیعیان تبریک و تهنیت باد.

 

   + محمدحسین کلاته سیفری ; ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٢
    پيام هاي ديگران ()